چرک نویس

چرک نوشته های یک قلب مچاله شده :)

می دونی خیلی بی معرفتی، نه؟ :]


cherknevism.blog.ir


واقعا می دونی چقدر بی معرفتی دیگه، نه؟!

تو دوست بودی دیگه، نه؟!

تو دلت واسه من تنگ شده بود دیگه، نه؟!

خیلی بی معرفتی بی معرفت، خیلی بیشتر از خیلی...!

خب منم آدمم، دلم برات تنگ میشه...

دلم می خواد مثل قبلا باشیم!

کلی حرف بزنیم، هم دیگه رو بخندونیم، اشک هم دیگه رو در بیاریم، به هم دیگه مشاوره بدیم و خلاصه همه چی مثل قبل بشه دوباره!

باورت میشه که همش توهم می زنم که نکنه اینی که الان پیام داده، نکنه تو باشی؟! :)

خلاصه این که انتظار خیلی چیز بدیه، خیلی!


یکی از جمله هام که تو هم خوب باهاش آشنایی: «و این حجم از دلتنگی، برای یک دانه من، زیادی زیاد است!» :))

می دونم خودت متوجه شدی منظورم تویی!

آره رفیق، تو! :)


بعدا نوشت: این عکس هم کاره خودمه :) هنرمندی شدم واسه خودما! D:

بعدا نوشت 2: این یه متن یا داستان نبود، واقعیت بود! واقعیتی تلخ برای من...


4 آبان، جمعه، ساعت 11:50 شب

is typing... :]

- خوبی؟

...is typing

...is typing

...is typing

online

...is typing

+ اوهوم :)

فال هم پشت سرش :]


غم رسید و دل گرفت و حال هم پشت سرش؛
من شکستم، دل شکست و بال هم پشت سرش!
گردش دور فلک بر کام من هرگز نبود
بخت خوش از من رمید و فال هم پشت سرش :))


پ.ن: [ اسم نویسندش رو نمی دونم، ولی واقعا قشنگ بود! دمش گرم! :)) ]

همینجوری یهویی! :]

زمان زیادی میشه که از اینترنت و وبلاگ فاصله گرفتم.
بیشتر از 2 هفته است! :]
اول این که پیروزی فرانسه رو به طرفدارای این تیم تبریک میگم.
بعد هم این که، هیچی، همین جوری دلم هوای اینجا رو کرد، گفتم سر صبحی که همه خوابن یه چیزی نویسم! خب، چیزای زیادی برای گفتن و نوشتن هست! ولی دل و دماغش نیست...
ایشالا سر فرصت میام و می نویسم!


چهارشنبه، 27 تیر 1397، ساعت 4:58 دقیقه ی صبح
Designed By Erfan Powered by Bayan